گفتمان آزاد دامپزشکان ایران

مکانی برای طرح ايده ها و نظرات نو در مورد حرفه شريف دامپزشكي

مصاحبه با مجتبی امید فعال احقاق حقوق دانشجویان دامپزشکی
نویسنده : ناصر مطلبی - ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸۸
 

-آقای امید لطفاً کلیاتی از فعالیت های خود را که در دانشگاه برای دانشجویان انجام داده اید بگید .

- چی بگم...هم...از سه ترم پیش بصورت فعال با جمعی از دانشجویان هم ورودی در زمینه آئین نامه آموزشی که بر ما تحمیل شده بود و به ضرر دانشجویان تمام می شد فعالیت و موضع گیری کردیم،نتیجه آن پس گرفتن این آئین نامه از طرف دانشگاه بود هرچند که در این مسیر با مشکلاتی از سوی ریاست دانشکده مواجه شدیم.

- اگه ممکنه یک تعداد از آن مشکلات را برای ما بگید.

 - مشکلات که زیاده ولی مشکلات در زمینه آئین نامه پژوهشی در مورد تعداد واحدهایی که باید پاس میکردیم تا وارد دوره انترنی بشیم یا چیدمان نادرست دروس ارائه شده،مشکل بزرگی برای ما دانشجویان ایجاد کرده بود والان هم به قوت خود باقیست و در آینده هم خواهد بود.

- آقای امید لطفاً برای ما بگید که در حال حاضر مشکل دانشگاه را در چه میبینید؟

-  به طور جد و حتماً میگم ریاست دانشگاه است که حاضر به قبول تفکر جمعی نیستند.

- به نظر شما انتخابات ریاست جمهوری تأثیری در دیدگاه اساتید نسبت به دانشجویان داشت؟

- نمی توانست تأثیری داشته باشد...از چه جهت این سوال را مطرح کردید.

- از این جهت که برخی دانشجویان اصلاح طلب ادعا می کردند اساتید اصولگرا در حقشان ستم کرده اند آیا نظر شما جز این است؟

- تا حدی می شود این مقوله را در نظر گرفت.

- به نظر شما احتمال حضور فردی از جناح آقای دکتر جدیری بعنوان ریاست جدید با این حال وهوای کشور چقدر است؟

- نظر خاصی ندارم ولی امیدواریم افرادی که همراه دانشجویان و موافق سلیقه و نظر دانشجویان باشند در دانشکده به منصب ریاست بنشینند که مدافع احترام به فضای آزاد محیط دانشگاه باشد.

-  نظر شما در مورد فردی که در دانشگاه دانشجویان دارای دستبند سبز را لات و الواط خوانده بود چیست وچه سخنی با وی دارید؟

- چنین فردی به شعور دانشجو توهین کرده و محیط دانشگاه را با پادگان اشتباه گرفته که در این صورت یا دانشجو دانشگاه را باید ترک کند یا آن شخص باید منصب دانشگاه را ترک کرده و درجه دار پادگان شود منظور من این است که فرد لیاقت حضور در دانشگاه را ندارد.

- به نظر شما بعد از این امکان اجرای طرح ترور دانشجو (مردود کردن عمدی دانشجویان) در دانشگاه وجود دارد؟

- در هر حالتی امکان دارد، که در چنین حالتی شخص بنده و سایر دانشجویان در مقابل آن خواهیم ایستاد.

- بنظر شما آیا این طرح در ترم منتهی به انتخابات اجرا شد؟ مدیران وبلاگ تأیید می کنند که این ترم این طرح اجرا شد چون در دروسی مانند بیماریهای...وما... که هیچ دوره نمره پایینتر از 17 یا  18 نداشت دانشجویان نمرات پایین گرفتند.

- به صورت صد در صد نمی توان قبول کرد ولی دور از ذهن هم نمی تواند باشد.

- آیا شما در مورد بیست واحده کردن ترم یازده فعالیتی از خود نشان خواهید داد؟

- اگر جایی برای بحث باشد چرا که نه.

- منظورتون از بحث چی بود؟

- یعنی اگر در قانون بیست واحده بودن ترم 11 وجود داشته ولی دانشگاه بطور سلیقه ای 12 واحد ارائه کرده باشد در اینصورت به جد پیگیر خواهم شد.

- شما شاید اطلاع داشته باشید که دانشگاههایی مانند دانشگاه ارومیه نه تنها ترم 11 بلکه ترم 12 را هم با بیست واحد ارائه می دهند آیا شما اطلاع نداشتید؟

- نه! اگر اینگونه باشد پس ما برای اجرای قانون در دانشکده خودمان تلاش خواهیم کرد.

-آیا فکر نمیکنید با همان جواب همیشگی که بی قانونی سایر دانشکده ها ربطی به ما ندارد و ما باید قانون را رعایت کنیم مواجه شوید؟

- نمیدونم...

- به نظر شما مسئولین آموزش دانشکده تا چه حد پاسدار حقوق دانشجو هستند؟

- ... این مسئولین اختیاراتی ندارند، تنها کارمند ساده هستند ، این وظیفه قانون گذاران است که قوانین را به روز و بر اساس نیاز دانشجو تغییر دهند.

- ولی برخی دانشجویان از برخورد با قوانین عجیب و غریب و عدم ارائه آن قانون به صورت مدرک به دانشجو از طرف مسئولین آموزش صحبت می کردند نظر شما چیست؟ آیا باز مسئولین آموزش دخالتی در این مورد ندارند؟

-  کاملاً بی اطلاع هستم.

- نظر شما در مورد وبلاگ گفتمان آزاد دامپزشکان ایران و وبلاگهایی نظیر به آن که وظیفه اش اطلاع رسانی به دانشجویان است چیست؟

- در چنین وضعیتی که در دانشگاههای کشور مجلات و تریبونها محدودتر می شود و سانسور به شدت بر آنها اعمال می شود دنیای مجازی وبلاگها قویترین مرجعی است که می توان از طریق آن آزادانه نظریات خود را بیان کرد. با تشکر فراوان از زحمات  نویسندگان این وبلاگ.

- با تشکر از حضور شما در این مصاحبه می خواستیم  سخن آخر شما را بشنویم.

- سخن آخر...؟ حرفم این است که دانشگاه برای دانشجو  و نماد آزادی است و دانشجو نماد آزادی.


 
comment نظرات ()

 
اخبار مهم دانشکده
نویسنده : ناصر مطلبی - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ امرداد ۱۳۸۸
 

* دکتر جدیری : بیماریهای تولید مثل برای ورودی بهمن 83 درتابستان 88 ارائه نشد!
* جمعی از دانشجویان :گروهبازی و باند بازی در دانشگاه اغتشاش ایجاد خواهد نمود.
*  جمعی از دانشجویان :توهین به دانشجویان بخشودنی نیست.
* ناصر مطلبی :نتایج انتخابات نباید نظر برخی اساتید را نسبت به دانشجویان تغییر دهد.


 
comment نظرات ()

 
آیا به نظر شما دامپزشکی حرفه ای سخت و طاقت فرسایی است !!؟
نویسنده : ناصر مطلبی - ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

یکی از همکاران ارشد  شاغل در سازمان دامپزشکی کشور برای اثبات سختی کار در سازمان فتح باب نگاه تازه ای نموده که جایز دانستیم برای اظهار نظر همکاران مجله ‌(سیمای دام،طیور و آبزیان) درج نمایید.

برای اثبات سختی کار دامپزشکی (از بالاترین رده ) کافیست که یک سینماتیک روانپزشکی از نیروهایی که بیش از 10 سال سابقه کار دارند به عمل آید تا ملاحظه گردد اکثریت مطلق این افراد روان پریش و به درجات مختلف دچار عقده ها و بیماریهای روانی و عصبی هستند .

اینجانب نه به عنوان دامپزشک ، بلکه به عنوان یک اپیدمیولوژیست و فردی که عمر خودرا در این شغل گذرانده ام و بنا به دلایلی برای بازرسی های مختلف اعزام گردیده و مطالعات میدانی فراوانی را (در سطح جهانی) اجرا نموده ام به شیوه ای نه بطور مطلق بر مبنای روش تحقیق از پیش مدون، بلکه با سیاقی که مدللا می توان فرضیه های آماری را بر اساس آن تدوین نمود و نتایج آن را بعنوان مطالعه پایلوت مطرح ساخت به آگاهی می رسانیم:

1-حدود 15 تا 18 درصد افرادی که فقط 5 سال سابقه کار در دامپزشکی دارند ، روانپریش هستند.

2- حدود 60 تا 70 درصد از افرادی که واجد حدود 15 سال سابقه کار در دامپزشکی هستند دچار افسردگی عمومی و عقده های روانی کمیاب و درگیری درون خانواده هستند.

3-بیش از 90درصد افرادی که بالاتر از 25 سال سابقه کار در دامپزشکی دارند از نظر جسمی و روانی، بیمار،دل مرده وبیزار از زندگی هستند

چرا؟

اول: کارمند دامپزشکی(از هر رده) از ابتدا تا انتهای دوران خدمت ،همنشین محروم ترین طبقات جامعه (یعنی عشایر وروستایی) است و تنها عشق به خدمت او را وامیدارد که به کار خود ادامه دهد زیرا همواره بیچاره تر و مفلوک تر از خود میبیند و از این روی بسیار قانع است. اما همواره شاهد است که همشاگردیها و هم محله ای های او که به مشاغل دیگر روی آورده اند در چه سطحی زندگی می نمایند.

دوم: محل کار کارمند دامپزشکی همواره اصطبل و آغل و طویله است هر روز که به خانه بر می گردد ، از مادر ،همسر ، فرزند و احتمالا از میهمانان می شنود که "لباسهایش را در آورد و پس از استحمام به خانه وارد شود " تا چند سال می توان خفت عفونت پیکر و فراری بودن عزیزان و مردم کوچه و بازار را تحمل کرد و عقده ای نشد؟

سوم : سوژه کار دامپزشکی دام است و انگل ومیکروب.

هر یک از کارمندان که با سوژه خود روبرو می شوند در استرس و نگرانی لگد و گاز حیوان به سر میبرد تا چند سال می توان بطور پیوسته نگرانی نوش جان کردن جفتک و لگد و زیر پا خرد شدن را در درون احساس کرد و دچار افسردگی نگردید؟

چهارم : در هر یک از سازمان های دیگر دولتی (مثلا جهاد سازندگی) افراد با تحصیلات ابتدائی یا زیر دیپلم وارد و دستگاه برای آنان امکانات کسب دیپلم ،لیسانس ،فوق لیسانس ، دکترا و حتی PhD رافراهم نموده و از رده های استخدامی پایین ، حتی رانندگی ، تا عالی ترین مقامات ارتقا داده و آنان را از احترام اجتمایی بسیار برخوردار نموده است در حالی که در دامپزشکی چگونه است ؟ فرد با تحصیلات عالیه وارد ، با سمت کارشناس استخدام ، عمری را در تلاش گذرانیده و خسرالدنیا و الآخره با خجالت از عهد و عیال از اداره و دنیا می رود آیا میتوان انتظار داشت که فردی (هرقدر هم بلند نظر و راضی به سرنوشت ) این تناقضات را ببیند و از چرخه ی عقل خارج نشود ؟

بدون دخول در خطرات و حوادث پیش آمده برای همکاران و خطرات بیماری های سوماتیک که دیگران در باب آن به یقین نوشته و مینویسند، این مکتوب را از دیدگاهی دیگر به رشته تحریر در آورده و رو نوشت آنرا در اختیار مدیران دامپزشکی نیز قرار می دهم تا هر کس مطلبی از آنرا نادرست دانسته و به آن معترض است به استحضار برساند.

   این مطالب د ر بالا که توسط نشریه سیمای دام ، طیور و آبزیان  شماره سوم زمستان 85 به نقل از دکتر کامران افشار پاد نوشته شده است گوشه ی کو چکی از مشکلات گسترده ی دامپزشکان عزیز و سختکوش ما می باشد برای مثال در دوران دانشجویی در دروسی مانند بهداشت و بازرسی گوشت عده ای از دانشجویان دچار بیماریهای زئونوز مانند سل و تب مالت و غیره شدند و یا در درس مامایی دامپزشکی عده ی زیادی از دانشجویان دامپزشکی که اگر از دست صاحبان چوب به دست دامها که حضور دانشجویان را مسبب کاهش وزن دام خود می دانند در امان باشند توسط دامها مورد پذیرایی قرار می گیرند و...

باتشکر                                حسن برزگری،ناصر مطلبی

 

 

 

 

 


 
comment نظرات ()

 
دامپزشک در روستا مهمتر از پزشک در روستا...
نویسنده : ناصر مطلبی - ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

نویسنده :  حسن برزگری                                                     

با توجه به پیشرفت روز افزون علم و به تبع آن پیشرفت گسترده ترین رشته ی علوم زیستی یعنی دامپزشکی و با توجه به نیاز روز افزون جامعه به این شاخه علمی دامپزشکان فارغ التحصیل زیادی در کشور عزیزمان ایران وجود دارند.

از آنجاییکه این عزیزان زحمتکش و سختکوش سالهای بسیار ارزشمند عمر یعنی جوانی و سرمایه های  مادی خویش را در پی علم آموزی برای خدمت به این آب وخاک صرف کردند و با توجه به سرمایه گذاری زیادی که دولت در راستای پیشرفت و شکوفایی علمی این عزیزان انجام داده است بسیار ارزشمند است که قانونگذاران و دولت خدمت گزار این ملت به این مسئله ی اساسی و بنیادین توجه داشته باشند که دامپزشکان تاثیر مستقیم در تامین  سلامت و بهداشت جامعه دارند همانطوریکه قشر زحمتکش پزشکان کشور در این مهم موثرند و چه بسا بیشتر ومهمتر...

برای مثال می توان این چنین بیان کرد :

در روستاها که تامین کننده ی بخش اعظمی از نیاز اصلی جمعیت کشور به مواد غذایی می باشند و در خطر آلودگی های باکتریایی، ویروسی ، قارچی و در معرض بیماریهای مشترک بین انسان و حیوان مثل آنفلوآنزای پرندگان و آنفلوآنزای خوکی و تب مالت یا بیماری هزار چهره و... می باشند که آموزش، پیشگیری ، تشخیص و درمان خیلی از این بیماریها ، مبارزه با عوامل بیماریزا و همینطور قدرت افزایش بهره وری در تولیدات دامی از طریق اصلاح الگوها وآموزش روش های به روز علمی تولید ،پرورش ، تغذیه ، فرآوری و بهگزینی مواد غذایی که رابطه ی مستقیم با سلامت جامعه دارد و کاملا از قدرت علمی پزشکان خارج است وطبعا در حیطه علمی دامپزشکان می باشد و لا غیر...

با توجه به اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در نظام جمهوری اسلامی توجه خاصی به سلامت اقشار جامعه علی الخصوص روستائیان این مردم صبور، کم توقع و زحمتکش شده است و آنرا میتوان در بررسی آمار های منتشر شده از نهادهای رسمی بین المللی مانند کاهش آمار مرگ ومیر نوزادان ، مادران و کاهش مرگ و میر جنین و کاهش شیوع بیماریهای اپیدمیک و آندمیک و همچنین افزایش میزان امید  به زندگی در جمعیت کشور جست وجو کرد.

 موفقیت توجه مسئولین به امر مهم سلامت و رعایت بهداشت پس از انقلاب در نظام جمهوری اسلامی را می توان با اجرای طرح پزشک در روستا مطرح نمود که این برای شروع کار طرح بسیار خوب و موثری بود ولی کافی نیست...

و همانطور که در ابتدا مطرح گردید خیلی از موارد در حیطه ی علمی جامعه ی محترم پزشکی نمی گنجد از اینرو با توجه به شعارهای خدمت و پیشرفت در این نظام مقدس از نمایندگان فهمیده و درد آشنای مجلس هشتم این انتظار بجاست که با تصویب طرح دامپزشک در روستا علاوه بر افزایش بهداشت وسلامت در روستا و افزایش بهره وری در اقتصاد محدود روستایی و کاهش تلفات انسانی و حیوانی و کمک به حفظ محیط زیست و همچنین قدم مثمر ثمری در ایجاد اشتغال برای قشر عظیم دامپزشکان جوان که طلایه داران آموزش و پژوهش و درمان هستند، در روستاها بکوشند و امیدواریم که خیر این تصمیم بزرگ به احاد ملت عزیز ایران که به فرموده معمار انقلاب امام خمینی (ره) « مردم ولی نعمتان ما هستند» برسد.

و دامپزشکان عزیز در این مسیر همیشه موفق و سربلند باشند.

و در نهایت به این شعار زیبا و فداکارانه ی دامپزشکان بسنده می کنم :

     « ما زندگی خود را به خطر می اندازیم تا شما سالم زندگی کنید»

                                                         

 


 
comment نظرات ()